X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1387

دبستان پسرانه تعطیل شده است،پسربچه ها از سر و کول هم بالا می روند.کیف های مدرسه را در هوا تاب می دهند و به پاها و کمر همدیگر می زنند. بعضی ها هنوز روپوش آبی تیره را بر تن دارند و بعضی ها روپوش را درآورده اند و به زور داخل کیف گذاشته اند.از هرطرف پسر بچه ها می دوند،فریاد می زنند،می خندند،حتی بعضی ها خلاف جهت حرکت دیگران ،به طرف مدرسه می دوند.چندنفری دنبال یک بچه شیطان که دفتر مشق دوستشان را پاره کرده می دوند.یکی از آنها صدایش را نازک و زنانه کرده و فریاد می زند:آقا ماشاالله،خدا من رو مرگ بده از دست تو راحت شم کلام و لحن بیانش برای کسی که سریالهای تلویزیون را ندیده است،شوکه کننده است.
درمیان هم همه بچه ها،اگر به گفتگوهایشان دقت کنی،تکه کلامهای سریال های تلویزیونی بخصوص سریال های طنز را بسیار می شنوی،ملکی ایرلاین،مال،خروس،بی وفا دیگه دوستم نداری ، آقاماشاالله...نیم ساعت از تعطیلی دبستان گذشته است.بچه ها رفته اند، کوچه های اطراف مدرسه خلوت شده است. صدایی به گوش نمی رسد،آن بچه های پر سروصدا به خانه هایشان رفته اند تا تند تند مشق های شبشان را بنویسند و زودتر پای تلویزیون بنشینند. تأثیر برنامه های تلویزیونی بر افراد،قابل انکار نیست.هنوز هم همه افراد بالای بیست سال به خوبی تاثیر سریال ژاپنی سالهای دور از خانه (اوشین) را بر نحوه زندگی،طرز فکر و حتی مدل مو ی ایرانی ها به یاد دارند. اما در سالهای اخیر ، با افزایش کمیت سریال های تلویزیونی به ویژه سریال های طنزی که هرشب شاهد پخش آن هستیم ، تأثیر این رسانه بر افراد به ویژه کودکان و نوجوانان نیز بیشتر شده است. تا آنجا که به کار بردن تکیه کلامها ، اصطلاحات و لحن بازیگران این سریال ها جزیی از گفتار و شیوه عمل کودکان وحتی بزرگترها شده است محمد الستی״ یک جامعه شناس در این باره می گوید: یک فرد با استعدادها، هوش و حافظه شخصی اش به دنیا می آید. اما نحوه گفتار و تکیه کلامهایش را از محیط فرا می گیرد و الگوها و چارچوب های ذهنی اش در دامنه وسیع خودآگاه تا ناخودآگاه شکل می گیرد .این جامعه شناس با بیان اینکه ״رسانه یکی از عوامل مهم در شکل گیری افکار و گفتار کودکان است״، می گوید: تلویزیون بخش عمده ای از اوقات فراغت کودکان را پر می کند، پس می تواند مهمترین وسیله در شکل دهی به ذهنیت خودآگاه و ناخودآگاه آنها باشد.
او توضیح می دهد که ״این ذهنیت ها، رفتارها را ایجاد می کند و خورده فرهنگها را می سازد .״״الستی״ می گوید: انچه از تلویزیون به عنوان جعبه جادویی نمایان می شود، در ذهن کودکان بعنوان رفتارهای طبیعی جایگزین می- شود.این جامعه شناس تاکید می کند که ״فیلمها و سریالهای تلویزیونی محیط اطلاعاتی کودکان را تشکیل می دهد و کودکان آنها را طبیعی قلمداد می کنند و رویه ای را پیش می گیرند که با آن مناسب باشد . بسیاری از کودکانی که پا به دنیای بزرگتر ها می گذارند، تقلید از شخصیت های مختلف را راهی برای حضور در جمع بزرگترها می- دانند.روانشناسان معتقدند که ״برنامه های تلویزیونی گفتار، رفتار، نوع بینش و حتی لحن کلامی افراد به زندگی را تغییر می دهد و در بسیاری موارد رفتار مذموم را به رفتاری پسندیده در جامعه تبدیل می کند.
״الستی״ در باره تأثیر گسترده برنامه های طنز بر شیوه گفتار و رفتار کودکان نیز استدلال می کند که ״پدیده ضد ارزشی استفاده نادرست از طنز در رسانه ها، رفتارهایی ایجاد می کند که با جامعه سازگار نیست .״جان لاک نظریه پرداز اجتماعی ، معتقد است که کودکان مثل لوح پاک و منزه هستند . دنیای آنها با دنیای ما بزرگترها کاملا متفاوت است . در دنیای آنها خبری از دروغ و کینه توزی نیست . آنها معصومانه می خندند ، شادی می کنند و با هم بازی می کنند . به هم عشق می روزند و خیلی راحت با یک طنز کودکانه شادمان می شوند که نشان دهنده این است که هیچ غمی در دل آنها وجود ندارد پس زمانی که می توان یک نمایش طنز و عروسک خنده آور برای آنها شادی را به ارمغان آوریم چرا کوتاهی کنیم. وقتی که با استفاده از این ابزار می توان در وجود بچه ها خلاقیت ،بزرگ منشی ، مهارت و اجتماعی شدن را پرورش داد ، چرا با حرکات خشک و منضبطانه او را وادار به فراگیری کنیم.

یک روانشناس کودک دراین باره می گوید: دنیای کودکان پاک و معصومانه است پس برای وارد شدن به این دنیا استفاده از شادی و طنز راحت تر است و ضمن ایجاد علاقه باعث سرگرمی آنها نیز می شود . مریم بهرامی با اشاره به استفاده مکرر کودکان از تکیه کلامهای سریالهای تلویزیونی می گوید:این نوعی بازی کودکانه است وکودک در این بازی احساسات و عواطف خود را بیشتر نشان می دهد و می توان درون کودک را بهتر شناخت .هم چنین می توان با استفاده از این علاقه تمرکز حواس و قدرت فراگیری او را بالا برد. زیرا بچه ها زمانی که با لذت به فراگیری بپردازند،مطالب را بهتر به خاطر می سپارند و با تکرار آن و بازگو کردن آن، میزان قدرت فراگیری او را نیز می بینیم .به گفته بهرامی ، همیشه برنامه های طنز برای کودکان خوشایند نیست زیرا در بعضی از این برنامه پرخاشگری و خشونت نیز وجود دارد .وی معتقد است هر برنامه ای که به نام طنز توسط صدا وسیما تهیه وپخش می شود، برای کودکان خوشایند و مثمر ثمر نیست.دکتر الستی نیز با بیان اینکه ״به نظر می رسد امروز تلویزیون به معنی زدایی در تولید برنامه های خود روی آورده است״، می گوید: بسیاری از مردم از این برنامه ها استقبال می کنند. آنان بدنبال برنامه های هستند تا در باره آن فکر نکنند و برای اوقات فراغت مناسب باشد .״
شبکه های تلویزیونی برای رقابت با یکدیگر به تولید انبوه روی آورده اند و کیفیت را قربانی کمیت کرده اند.اما کسی پاسخگوی تبعات منفی و غیر قابل جبران این روند نیست.کودکان هر روز بیش از پیش به دیدن برنامه های تلویزیونی تمایل نشان می دهند وبیشتر در فضای غیر واقعی آنها غرق می شوند و شیرین زبانی کودکانه که از خلاقیت کودک سرچشمه می گیرد ، جای خود به تقلیدی کورکورانه اما پرطرفدار و ملموس می دهد .دکتر الستی برای کاهش اثرات منفی سریالهای تلویزیونی پیش نهاد می کند:والدین باید نوع برنامه هایی را به اتفاق فرزندانشان می بینند انتخاب کنند،نباید در تمام روز تلویزیون روشن باشد و تمام برنامه هایی که پخش می شود در معرض دید کودکان قرار بگیرد. هم چنین ،والدین باید به فرزندانشان آموزش دهند که فضای فیلم با فضای زندگی واقعی متفاوت است .خانواده باید مکمل پیامهای تلویزیون باشد وکودک را با حجم اطلاعاتی که دریافت کرده رها نکند.مریم بهرامی نیز پیش نهاد می کند:بر آنکه اثرات منفی آموزشهای غلط را در کودکان کم کنیم ،بهتر است در خانه ،مهد کودک ومدرسه با نشان دادن نمایشهایی که ضمن خنده وشادی محتوای آموزشی نیز دارد،پیام های درست ومثبت را به کودکان منتقل کنیم همچنین با تشویق کودک به اجرای نمایش به همراه دوستانش ،هم خلاقیت او رشد می کند وهم فرصتی می یابد تا خود را نشان دهد و روابط بهتری نیز با دوستانش برقرار کند.