X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1387

    

«حسادت» یکی از شایع‌ترین واکنشی‌هایی است که از حدود دو سالگی آغاز می‌شود و با رشد کودک، ممکن است تا بزرگ‌سالی ادامه یابد و بر طبق الگوهای مختلف فرهنگی، به صورت‌های متفاوتی جلوه‌گر شود. کودکان معمولاً دوست دارند که سعادت وخوشی‌شان حالت انحصاری داشته باشد و هیچ‌کس نتواند سعادت و خوشی را از آن‌ها برباید. حسادت درکودک هنگامی ایجاد می‌شود که به اعتقاد وی، عاطفه یا محبتی را از دست داده باشد؛ او در این هنگام تن به حسادت می‌دهد و راه بدخواهی را برای آن کس که چنین نعمتی را از او ربوده است، در پیش می‌گیرد.    


در الگوی حسادت، غالباً نوعی ترس نیز وجود دارد؛ زیرا حسود احساس می‌کند که دیگری عاطفه شخص مورد علاقه او را نسبت به وی به خطر انداخته است و یا مقامی را که او انتظار رسیدن به آن را داشته، دیگری احراز کرده است. بنابراین، موقعیتی که حسادت را برمی‌انگیزد، غالباً یک موقعیت اجتماعی است. پس حسود کسی است که از داشتن نعمتی برای شخصی ناراحت است وآرزوی ازبین رفتن آن را دارد. اگر حسادت بیش از حد باشد، مانند اضطراب جنبة مرضی پیدا می‌کند و در سازگاری کودک اختلال ایجاد می‌نماید.


منشأ حسادت و آثار سوء آن


منشأ حسادت احساس این خطر است که موقعیت کودک در اثر نفوذ دیگری به خطر افتاده و دیگر نمی‌تواند آن موقعیت قبلی را داشته باشد. علاقه مفرط به خود و برتری جویی و استفاده انحصاری از مهر و محبت، او را به این امر می‌کشاند و این علاقه به حدی است که او تاب مقاومت ندارد. گمان می‌کند دنیا برای او دیگر به پایان رسیده و نمی‌تواند ادامه زندگی دهد.


علل حسادت و ماهیت آن بیش از وراثت به تربیت فرد بستگی دارد، که به هر حال به آزردگی وناسازگاری فرد حسود می‌انجامد و در موارد جدی‌تر به واکنش‌های ناسازگارانه فرد مورد حسادت نیز منتهی می‌شود. حسود، فرد مورد حسادت واقع شده را هدف خشم و غضب خود قرار می‌دهد؛ چنانکه از امام علی(علیه‌السّلام) نقل شده است: «حسود نسبت به کسی که هیچ گناهی ندارد خشمگین می‌شود و تنها خطای او برخورداری از نعمتی است که حسود از آن محروم می‌باشد.»


 

 

حسادت نه‌تنها موجب می‌شود که دیگران مورد اذیت و آزار قرار گیرند؛ بلکه برای خود فرد نیز آثار نامطلوب جسمی، روحی، روانی و معنوی دارد. نمونه‌هایی از آن آثار عبارتند از:

الف) از دست دادن سلامت جسمی: امام علی(علیه‌السّلام) می‌فرماید: «شگفتا که حسودان از سلامتی جسم خود غافل مانده‌اند!»

بدن این‌گونه افراد به تدریج ضعیف شده و در مقابل انواع میکروب‌ها و ویروس‌ها نمی‌تواند مقاومت کند، لذا در معرض ابتلا به عنواع بیماری‌های قرار می‌گیرند.از این رو حضرت(ع) همچنین می‌فرماید: «حسادت بدن را ذوب می‌کند.»

ب) از دست دادن آرامش روانی: امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) می‌فرماید: «حسادت، فرد را از آسایش روانی محروم می‌گرداند.»

 

با از دست دادن آرامش روانی اضطراب جایگزین آن می‌گردد، که خود عامل بسیاری از اختلالات و بیماری‌های روانی می‌شود. در صورت تثبیت حسادت در دوران خردسالی، فرد به تدریج افسرده و منزوی شده و دوستان خود را از دست می‌دهد. این‌گونه افراد از زندگی ناامید شده و نمی‌توانند از آن لذت ببرند؛ لذا حضرت(ع) می‌فرماید: «حسود از زندگی خود کمتر لذت می‌برد.»

ج) تضعیف ایمان: امام باقر(علیه‌السّلام) می‌فرماید: «حسادت ایمان را می‌خورد، همان‌گونه که آتش هیزم را نابود می‌کند.»

حسادت چون خوره به جان این‌گونه افراد افتاده، زنگار بر قلب آنها می‌نهد و آنها را به انواع گناهان و رذایل اخلاقی چون بددلی، بدگویی و غیبت، کینه‌توزی و دشمنی و ... مبتلا می‌گرداند. امام علی(علیه‌السّلام) در این باره می‌فرماید: «حسد، سرآمد رذیلت‌هاست.» از این رو، باید با به کارگیری شیوه‌های اخلاقی و علمی، از بروز آن جلوگیری کرده؛ در صورت شکل‌گیری، ریشه‌های آن از همان دوران خردسالی خشکانده شود.

زمینه‌های رشد حسادت و پیشگیری از آنها

علل و منشأ محرک‌های حسادت را باید در موقعیت‌ها، شرایط خاص محیطی و روابط اجتماعی و به خصوص در وجود اشخاص جست‌وجو کرد. بدین روی، در این جا به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

الف ـ شرایط خانواده و تفاوت‌های فردی

 

رقابت و چشم هم چشمی یکی از فرزندان نسبت به سایر خواهران و برادران، یکی از زمینه‌های مساعد و عمده رشد حسادت در کودکان است و والدین آن را طبیعی و تقریباً غیر قابل اجتناب می‌دانند. با توجه به چنین شرایطی، می‌توان گفت:


1. اولین فرزند نسبت به کودکان بعدی حسادت بیش‌تری از خود نشان می‌دهد؛ زیرا او مدت‌ها تمام محبت و مواظبت پدر و مادر را به خود اختصاص داده بود. ولی با تولد فرزند دوم، این فرصت از او گرفته می‌شود و همین موجب تحریک حسادت او نسبت به او می‌گردد.

 

2. در میان کودکانی که تفاوت سنّی آنان بین 18 ـ 42 ماه است، بیش از سایر کودکان زمینه حسادت وجود دارد. بچه خردسال به هر مزیتی که طفل بزرگ از آن برخوردار است، حسادت می‌ورزد و بچه بزرگ‌تر از محبت و مواظبتی که به بچه کوچک‌تر می‌شود، بدش می آید.


3. حسادت دو نقطة اوج دارد، در 3 سالگی و دقیقاً‌ قبل از بلوغ حدود 11 سالگی؛ پس در این سنین باید مواظبت بیشتری از فرزندان  کرد.

3. در خانواده‌های 2 یا 3 فرزندی، بیش از خانواده‌های پرجمعیت حسادت وجود دارد.

4. در دختران بیش از پسران حسادت دیده می‌شود و از هر سه بچه حسود، دوتایشان دخترند.

5. در محیط‌های خانوادگی، که والدین شیوه منظّم و ثابتی در تربیت کودک خود ندارند و برخوردشان بی‌ثبات و متغیر است، بیش از سایر خانواده‌ها، رفتارهای حسادت آمیز مشاهده می‌شود.

6. والدینی که به فرزندان خود توجه افراطی دارند و شدیداً نگران و مواظب آن‌ها هستند، بیش از والدینی که به کودکان خود توجه کم‌تری دارند با مشکل حسادت کودکان شان روبه رو هستند؛ زیرا این فرزندان بیش‌تر اوقات با کودکانی که پیشرفت تحصیلی و ... دارند، مقایسه می‌شوند و این موجب برانگیخته شدن حسادت نسبت به آنها می‌شود.

7. اگر میان همسران تضادی باشد، فرزندی که از یک یا چند جهت به یکی از آن‌ها شبیه است، هدف خشم و قصاص دیگری واقع می‌شود. طفلی که این‌گونه مورد بی‌مهری واقع می‌شود، به خواهر یا برادری که برخلاف خودش از محبت و نوازش برخوردار است، حسادت می‌ورزد.

ب ـ برخوردهای تبعیض آمیز

      به طور کلی، «امتیاز و تبعیض» حسادت را به دنبال دارد. کسی که نسبت به دیگری از امتیاز ویژه‌ای برخوردار است در معرض حسادت دیگران قرار می‌گیرد؛ چنانکه در حدیثی از امام علی(علیه‌السّلام) آمده است: « هر شخصِ دارای امتیاز و رتبه شایسته، مورد حسادت واقع می‌شود.» پس والدین و مربیان مدرسه باید از بروز حسادت به سبب امتیازات برخی کودکان و نوجوانان ـ که ناخوداگاه به آنها توجه بیشتری می‌کنند ـ مواظبت کنند.

 * برخی از پدران و مادران به دلایل گوناگون، بعضی از فرزندان را بر خواهران و برادران خود ترجیح داده، مورد توجه و محبت بیش‌تری قرار می‌دهند؛ چنانکه گاهی جنسیّت فرزندان عامل تبعیض می‌گردد، به طوری که مادران معمولاً با پسران خود صمیمی بوده و پدران بیش‌ترین محبت خود را متوجه دختران می‌نمایند. در نتیجه، فرزندی که از طرف یکی از والدین محبت و ملاطفت کم‌تری دریافت می‌کند و شاهد رفتاری غیرعادلانه است، نسبت به فرزند دیگر حسادت می‌ورزد و از وی متنفّر می‌شود.

* همچنین زمانی که والدین بیش‌ترین تماس و نوازش خود را با تولد نوزاد جدید به وی اختصاص می‌دهند، سایر فرزندان احساس می‌کنند که این نوزاد سبب بی‌مهری و فراموشی آنان گردیده است. در نتیجه، به وی حسادت می‌ورزند.

ممکن است هریک از والدین برخی از فرزندان خود را به دلیل زیباتر، باهوش‌تر، زرنگ‌تر، خون‌گرم‌تر، ساکت‌تر و یا عاطفی‌تر بودن و یا به دلیل معلولیت جسمی و ذهنی مورد محبت بیش‌تری قرار دهند و در نتیجه درخواست های این کودکان سریع‌تر مورد پذیرش سرپرست خانه واقع گردد و به اعمال و گفتار آنان علاقه بیش‌تری ابراز شود؛ چنین رفتارهایی برای سایر فرزندان، بی‌مهری و تبعیضی آشکار تلقی گشته، آنان را به حسادت وامی‌دارد


ج ـ احساس محرومیت

یکی دیگر از زمینه‌های بروز حسادت، شرایطی است که کودکان احساس می‌کنند مظلوم واقع شده و از دارایی‌های مادی و یا هر نوع دارایی دیگری نظیر دارایی‌های عاطفی محروم شده‌اند؛ مثلاً اسباب‌بازی، لباس یا هر شیء مورد علاقه دیگری، ممکن است زمینه به وجود آمدن حسادت کودک را نسبت به دیگری فراهم آورد. این نوع حسادت، که از علاقه شدید به چیزی ناشی می‌شود گاهی «غبطه» خوانده می‌شود.

  ***  لازم به ذکر است که تهیه چند چیز و تقسیم آن به طور مساوی بین فرزندان، ضرورتاً به حل مشکلات حسادت نمی انجامد؛ زیرا در هر صورت، کودکان بزرگ‌تر به دلیل ارشد بودن خود، احساس می کنند که باید سهمی بیش از دیگران نسبت به بقیه داشته باشند. اما والدین می توانند با توضیح و توجیه و فراهم کردن مقدمات فکری و شناختی، ازبروزحسادت پیشگیری نمایند.

نشانگان رفتاری کودک حسود

1ـ واکنش‌های مستقیم: کسانی که عواطف فرد مورد علاقه کودک را به خود جلب نمایند، معمولاً مورد خشم و غضب وی قرار می‌گیرند. برای مثال، اگر با تولد فرزند جدید، عواطف مادر از فرزند بزرگ‌تر به نوزاد جلب شود، نوزاد مورد خشم کودک بزرگ‌تر واقع می‌شود. او در این هنگام، ممکن است قهر خود را با واکنش‌های لفظی علنی و روشن و یا حمله‌های بدنی مثل گاز گرفتن، لگد زدن و هل دادنِ کودک تازه متولد شده آشکار سازد.

* در برخی موارد، ممکن است کودک از درون به انجام کارهایی مانند دزدی و فریب‌کاری، که از نظر اجتماعی ناپسند است، تحریک گردد تا شیء مورد علاقه خود را، که در اختیار دیگری است، به چنگ آورد.

* همچنین ممکن است کودکان نزد والدین خود از فرزندی که از امکانات ویژه‌ای برخوردار است شکایت کنند و یا سعی نمایند شیء مطلوبی را که در اختیار دیگری است مورد تحقیر قرار داده، کم ارزش جلوه دهند و یا والدین خود را به دلیل تهیه نکردن آن سرزنش کنند.


2ـ واکنش‌های غیر‌مستقیم: رفتارهای حسادت‌آمیز همیشه آشکار نیست؛ در برخی موارد، به ویژه در دوران پیش‌دبستانی و در سال‌های بالاتر، به گونه‌های غیر‌مستقیم و پوشیده ظاهر می‌شود. بنابراین، برخورد با این رفتارها تا حدّی مشکل‌تر است. اعمال غیرمستقیم عبارتند از:

الف. بازگشت به دوران شیرخوارگی و انجام رفتارهایی متناسب با سطوح اولیه رشد؛ مثل شب‌ادراری و انگشت‌مکیدن؛

ب. کوشش برای جلب توجه دیگران از طریق تظاهر به ترس هایی که قبلاً از او دیده نشده است، غذا نخوردن یا خواستن غذاهای مخصوص، اظهار بیماری بی‌مورد، تخریب و ویرانگری، نافرمانی عمومی و ناسزاگویی، عیب‌جویی همراه با تظاهر به بی‌نیازی از محبت و توجه اطرافیان، خراب کردن اسباب‌بازی‌های خود و مانند آن؛

ج. دیگرآزاری، دست‌زدن به رفتارهای ضداجتماعی، بروز برخی مشکلات روانی مثل گوشه‌گیری، افسردگی و... .

د. گاهی کودک به نحو غیرعادی نسبت به فرد مورد حسادت اظهار علاقه و محبت می‌نماید و گاهی با انجام رفتارهای مطلوب و جامعه پسند و جلب توجه والدین به سوی خود، سعی می‌کند تا فرد مورد حسادت را شکست دهد.

 برای جلوگیری از ظهور و رشد حسادت در کودکی، لازم است توجه داشته باشید که کودک را به دلیل حسادت مورد ملامت و سرزنش قرار ندهید، بلکه با هم‌دردی و هم‌دلی و با برخوردهای حساب شده، در جهت حذف علت‌های آن گام‌های مؤثری بردارید.

*لازم است به هر شکلی که شده او را از این حالت دور کنید؛ به کودکتان اجازه دهید عقده‌تکانی کرده و احساس حسادت خود را برون‌ریزی کند؛ چراکه مخفی نگه‌داشتن و درون‌ریزی این احساس به زیان اوست. مثلاً به او اجازه دهید که حس نفرت خود را بیان کند، به شما بگوید که برادرش را دوست ندارد و در مقابل با خونسردی و منطقی با او رفتار کنید.                          


* با خودداری از سختگیری‌های زیاد و تنبیه ـ که موجب دشمنی و کینه توزی و ایجاد مشکلات روانی چون اضطراب و ... در کودک می‌شودـ و با تغافل و کنار کشیدن ظاهری خود، رفتار او را نادیده بگیرید و احساس ارزشمندی، شخصیت و محبوبیت را در او تقویت کنید.


*پدر و مادر عزیز! در تربیت و برخوردهای خود با فرزندانتان هماهنگ باشید. همیشه زمینه‌های اعتماد آنها را فراهم سازید و هیچ‌گاه فرزندانتان را با یکدیگر مقایسه نکنید. برای مثال اگر مایلید که اتاق کودکی همانند خواهرش تمیز و پاکیزه باشد، جهت رسیدن به این مقصود، کودک سهل‌انگار را با کودک وظیفه‌شناس مقایسه نکنید؛ چون‌ کودک فکر می‌کند که خواهرش را بیشتر از او دوست دارید و این امر سبب تشدید رنجش و حس حسادت می‌شود.


* بهترین راه از بین بردن زمینه حسادت در کودکان، به کارگیری عدالت و رعایت مساوات در بین فرزندان و توجه و محبت به همه آن‌ها است. این نکته در آموزش‌های تربیتی اسلام آمده و سفارش شده است که نسبت به فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.


پدری با دو فرزند خود شرفیاب محضر پیامبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) بود. یکی از فرزندان را بوسید و به فرزند دیگر اعتنا نکرد. حضرت که این رفتار را مشاهده کرد به او فرمود: چرا با فرزندان خود به طور مساوی رفتار نمی‌کنی؟ رسول خدا(ص) همچنین می‌فرماید: «اِتَّقُواللّهَ و اعْدِلوا بَینَ اَولادِکُم...؛ تقوا پیشه کنید و بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.»


* رعایت مساوات برخی مواقع خیلی مشکل است، اما باز نهایت سعی‌تان را بکنید. از امام جعفر صادق(ع) روایتی چنین نقل شده است: به خدا قسم رفتار من با بعضی از فرزندانم از روی تکلف و بی‌میلی است؛ او را روی زانوی خود می‌نشانم، محبت بسیار می‌کنم و از وی قدردانی می‌نمایم با آنکه این‌ همه احترام و محبت شایسته فرزند دیگر من است و من به این تکلّف تن در می‌دهم تا فرزند شایسته‌ام از شر آنان مصون باشد و اینان با برادر خود رفتاری را که برادان یوسف با وی کردند ننمایند.


* برخی مواقع به علت رعایت شرایط و مقتضیات سن و جنس فرزندان و مقدار نیاز آن‌ها، خواه ناخواه به ظاهر تبعیض‌هایی را به وجود خواهد آورد. با نهایت دقت علل این‌گونه تبعیض‌ها را با فرزندانتان در میان بگذارید، به آن‌ها بفهمانید که این تفاوت‌ها از باب تبعیض و بی‌عدالتی نیست، بلکه مقتضای سن و جنس یا نیاز آن‌ها است. به آن‌ها یاد دهید که پیش از آن‌که توجهات خود را به داشته‌ها و سهم دیگران کنند، متوجه این مسئله باشند که آیا سهم‌شان برایشان کافی است یا خیر. برای مثال اگر بچه‌ای به ساندویچ درسته برادرش حسادت کرده و بر این باور است که به وی ساندویچ کوچکتری داده‌اید، از او بپرسید که آیا این مقدار گرسنه‌گیش را برطرف نمی‌کند. بله، نگاه نیازنگرانه سبب مهار حس حسادت کودک می‌شود.


*به لحاظ ساختار روحی‌ـ‌ روانی و عاطفی و نیاز بیشتر دختران، با رعایت ظرافت و درایت کافی، اولویت توجهتان را به آن‌ها اختصاص دهید؛ چنانکه در روایات آمده، موقعی که از سفر برمی‌گردید اول از همه به دخترانتان هدیه بدهید.


*زمانی که بچه‌‌ای شما را به بی‌عدالتی و فرق گذاشتن بین بچه‌ها متهم می‌کند، پاسخ‌تان به این بچه مدعی این باشد که پیش از هر چیزی باید دغدغه این‌چنانی خود را متوجه نیازهای واقعیش سازد. به فرزندانتان بیاموزید که هچ‌گاه توش و توان خود را درگیر «نگاه‌های مقایسه‌ای» نکنند؛ چون این امر سبب می‌شود که در هیچ مقطعی در زندگی خود احساس آرامش و رضایت نکنند؛ چون انسان جهت خودپذیری و برخورداری بیشتر از لذات و مواهب زندگی باید آراسته به ویژگی‌های استغنای طبع و وارستگی باشد، چه در غیر این صورت، همواره حسرت و غبطه داشته‌های دیگران را خورده و بدین‌شکل بخشی از انرژی سازنده خود را از دست می‌دهد.


*با پنهان نمودن برتری و برجستگی یکی از فرزندان نسبت به دیگری، می توان جلوی حسادت آن‌ها را گرفت.


*خوبی‌ها و امتیازات مثبت کودک حسود را به او متذکر شوید و او را بدان خاطر بستایید، به گونه‌ای که احساس خودکم‌بینی نکند. تعاملات شما با کودک حسود باید به شکلی باشد که به فردیت و هویت او احترام گذاشته و به هر طریق ممکن خودپذیری و احساس خودبسندگی‌اش را تقویت کنید. برای مثال، اگر برادر بزرگتر در ورزش فوتبال درخشش چشمگیری دارد، برادر کوچکتر را به سوی درخشش در ورزش شنا سوق دهید.


* در برخی مواقع علت حسادت فرزندتان خود شما هستید؛ زیرا کودکان با الگو قرار دادن والدین و تأثیر پذیری از رفتار و کردار آنها ساختار شخصیتی و تربیتی خود را شکل می‌دهند. از این رو، اگر پدر و مادر خود مبتلا به حسادت و بدگویی از دیگران باشند، نمی‌توانند از فرزندانشان انتظار داشته باشند که از چنین احساس‌ها و رفتارهایی دوری کنند. بنابر این، شما که به تربیت صحیح فرزندانتان علاقه‌مندید، باید قبل از هر کاری خود را اصلاح کرده و اخلاق و سیرة خود را با اخلاق وسیرة اولیای الهی منطبق سازید.


* دعواها، شکایت‌ها، لجبازی‌ها، گریه و ناز کردن کودک خردسال، دلیلی برای بازجویی از کودک بزرگتر نیست، چراکه این امر خود عاملی برای حسادت است. در مقابل، با درایت و دوراندیشی پی‌گیر مسئله باشید و سعی نکنید نشان دهید که جانب کودک کوچکتر را گرفته‌اید.


* از کودکتان نخواهید که اسباب‌بازی‌ خود را در اختیار کودک دیگر قرار دهد، بلکه خود با مقدماتی زمینه این امر را فراهم سازید تا او با میل و رغبت خود این کار را انجام دهد.


* با تربیت دینی، دریای دوستی و محبت، خیرخواهی و نوع‌دوستی، صفا و صمیمیت با دیگران را در روح و جان کودکانتان روانه سازید و دراین راه از داستان‌های پندآموز کمک بگیرید، تا آنها را از افتادن در دام حسادت نجات دهید.


ورود فرزند جدید به زندگی


کودک همواره احساس می‌کند عزیزترین موجود نزد پدر و مادر است. به هنگامی که ببیند دیگری در محبت با او شریک شده ناراحت می‌شود، اعتماد خود را از دست می‌دهد، به شک و تردید درباره موقعیت جدید خود می‌افتد؛ زیرا می‌بیند وضع به گونه‌ای است که گویی والدین به کودک جدید محبت بیشتری دارند و او را فراموش کرده‌اند، از این رو سر ناسازگاری و حسادت را پیش می‌گیرد.


واقعیت این است که این احساس و ذهنیت کودکتان طبیعی است، زیرا با تولد نوزاد آشکارا از امتیازات و فعالیت‌های نشاط‌آمیز او کاسته شده است؛ چون دیگر مثل گذشته نمی‌توانید او را به پارک و سینما برده و اوقات خوشی را برایش فراهم سازید و باید نوزاد تازه ورود را تر و خشک کنید. اگر با چنین وضعیتی روبرو شدید بهتر است راهکارهای پیشنهادی زیر را به کار گیرید:


* پیش از هر کاری در این موقعیت تازه نیاز به خویشتن‌داری و اندیشه‌ورزی دارید، چون تولد نوزاد روال پیشین زندگی‌تان را دگرگون کرده است و سازگاری تازه تنها شامل حال شما نبوده و دربرگیرنده تمامی اعضای خانواده‌تان است. استانداردهای کلی‌تان را پایین آورده و از میزان فعالیت‌های پیشین خود در بیرون از منزل بکاهید، چون باید انرژی بیشتری را صرف این موقعیت تازه کنید.


* با تربیتی صحیح بذر دوستی را بین فرزندانتان شکوفا سازید. پیش از تولد نوزاد ، کودک را از ورود او آگاه ساخته، سعی در فراهم کردن زمینه برای پذیرش و افزایش ظرفیت او داشته باشید؛ به‌عنوان مثال به او بگویید به زودی یک همبازی پیدا خواهد کرد و چیزی را از طرف نوزاد به او هدیه دهید.


* خود را در جای کودک بزرگ‌تر گذاشته و بدین شکل راحت‌تر احساسش را درک کنید. موقعیت جدید را به وی گوشزد کرده و او را به سوی سازگاری تازه سوق دهید و در عین حال به وی بباورانید که پس از گذشت مدتی، اوضاع به روال پشین باز خواهد گشت.


*کودک بزرگ‌تر را برای نوازش و محبت به نوزاد با خود همراه سازید؛ و به او اجازه دهید با نوزاد بازی کند، یا در نگه‌داری و انجام کارهای او سهیم باشد. و او را به خاطر همین کار تشویق کنید.


* نوزاد جدید به توجه و حمایت بیش‌تری نیاز دارد، اما می‌توان به‌گونه‌ای به او توجه کرد و نیازهای او را برطرف نمود که کودک دیگر متوجه نباشد. مثلاً مادر موقعی که کودک بزرگ‌تر در خواب و یا مشغول بازی است به او شیر بدهد. و یا مادر می‌تواند به او چیزی مثل بیسکویت داده و سپس به نوزادش شیر بدهد. اگر مادر مشغول شیر دادن یا نظافت کودک کوچک‌تر است، پدر می‌تواند با کودک بزرگ‌تر بازی کند یا طوری او را مشغول کند که احساس طردشدگی نکند.


* برای این‌که حس حسادت فرزندتان مهار شود، شدیداً مراقب صحبت‌ها، گفتار و عبارات خود باشید. به زبان ساده‌تر، محرومیت او را نباید مرتبط با نوزاد سازید. برای مثال زمانی که نمی‌توانید به خواسته‌های دخترتان پاسخ دهید در جواب نگویید که باید پوشک داداش کوچولویت را عوض کنم. در عوض از عبارت‌‌هایی چون دستم مشغول است، سه دقیقه صبر کن و ... استفاده کنید تا کودک، نوزاد را گنهکار نینگارد.


* با این که کودک به علت توجه مادر به نوزاد، تا حدی خود را فراموش شده احساس می‌کند، ولی می داند که نوزاد به توجه بیش‌تری احتیاج دارد. والدین می‌توانند ضمن گفتگو با بچة بزرگتر و تفهیم و آگاه کردنش، او را قانع کنند و با گوش دادن به حرف‌های او، بار دلتنگی و نگرانی‌اش را سبک کنند.


* میزان مهر و محبت خود را نسبت به کودک حسود افزایش دهید. مهر و محبت انفرادی تسکین دهنده و آرامش‌بخش است. کودکان نیاز دارند در مواردی والدین تنها آنها را در کنار خود گیرند، دستی به سر و روی‌شان بکشند و به آنها دلگرمی دهند، آن‌چنان که کودک احساس کند فرزند منحصر به فرد خانواده است و محبت والدین تنها در انحصار آنهاست.


* بلاخره این‌که، کاری کنید تا کودکتان احساس بزرگی، عظمت و جرأت نماید؛ مثلاً به او بگویید تو بحمد الله بزرگ شده‌ای، قوی و نیرومند هستی، باهوشی، می‌توانی کار خود را خود انجام دهی، در حالی که این کودک خردسال عاجز و ناتوان است، نیاز به کمک دارد. باید او را واداشت که به داشتن رشد عقلی نسبت به طفل کوچکتر افتخار کند.


تذکر


از برچسب زدن بی‌اساس به کودکان پرهیز کنید؛ در مواقعی دیده می‌شود که دیگران کودک را به دلیل این که وسایل و اسباب‌بازی‌های خود را به کودکان دیگر نمی‌دهد، وی را دعوا کرده و او را متهم به حسادت می‌کنند، اما در واقع این‌چنین نیست و این حالت طبیعت کودکی است.


آن‌چه که در این مورد گفتنی است، این که هرچقدر سن کودک کمتر باشد به همان اندازه نیز خودمحوری و خودبینی کودک بیشتر می‌شود. کودک اشیای اطراف خود را جزء وجود خود قلمداد می‌کند و نمی‌تواند تحمل کند که دیگری به حیطه وجودی او تجاوز کند.


* به جهت رفع این نوع ذهن‌مشغولی باید از خود بردباری نشان دهید تا در اثر گذشت زمان و تعامل با دیگران، کودک به مرحله‌ای از رشد می‌رسد که روانشناسان از آن به میان‌واگرایی(یا از خود به درآیی) ‌تعبیر می‌کنند؛ در این موقع کودک به تدریج می‌فهمد که واقعیت‌ها از محدودة او فراتر است و متوجه نیازها و علایق دیگران نیز می‌شود و بهتر با آن‌ها کنار می‌آید. 


* یکی از عوامل عدم سهیم کردن دیگران در وسایل شخصی، این است که کودک ترس از این دارد که اسباب‌بازی‌ها و لوازم شخصی او توسط دیگران خراب و شکسته شود. بنابراین برای این که بر این دغدغه کودک چیره شوید،  باید به او بیاموزید که دوستانش به مراتب مهمتر از اسباب‌بازی‌هایش است؛ چون اگر اسباب‌بازی شکسته شود می‌توان دوباره اسباب‌بازی تازه‌ای را خرید و لیکن وقتی که فرد دوستی را از دست بدهد، نمی‌تواند دوست و همبازی دیگری را از طریق خریدن جایگزینش سازد.


* نکته مهم دیگری که در این رابطه باید بدان توجه داشته باشید، این است که خسّت و سخاوت کودک رابطه تنگاتنگی با خودپذیری و عزت نفس او دارد؛ به این معنی که، هرچقدر عزت نفس کودک بیشتر باشد به همان اندازه سخاوت و بخشندگی او افزایش می‌یابد. سعی کنید کودک خود را عشق باران کنید تا بدین وسیله خودپذیری کودک افزایش یافته و خودخواهی و خودبینی او زایل گردد.


* راه دیگر نهادینه کردن همدلی و غیرپذیری در کودکانی است که او را به سوی فعالیت‌های خیریه و یاریگرانه سوق داده تا این مهم در کودک ریشه‌دار شود.